بنده نواز

((خانواده کوچک آقای الف و خانم نون))

بنده نواز

((خانواده کوچک آقای الف و خانم نون))

فرشته

به فرشته ام میگویم:« از اینجا تا آرزوهاى من چقدر راه است؟ من کى به ته رویاهایم میرسم؟ من از قضا و قدر واهمه دارم. من از تقدیر میترسم. از سرنوشتى که خدا برایم نوشته است. من فصل آینده را بلد نیستم. از صفحه هاى فردا بى خبرم. کاش قلم دست خودم بود، کاش خودم مى نوشتم...»

فرشته ام به قلم سوگند مى خورد و آن را به من مى دهد و مى گوید:« بنویس! هر چه را که مى خواهى بنویس که دعاهایت همان سرنوشت توست، تقدیر همان است که خودت پیشتر نوشته اى!!!» 

 

AB

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد